نمایش واقعیت های اجتماعی از طریق تلویزیون، شکلی بدلی از یک واقعیت را به مخاطب عرضه می کند که بسیار شبیه به واقعیت است.وقایع اجتماعی از طریق رسانه ها و در چهارچوب محتوای رسانه ای بازنمایی می شوند.
محتواهای تلویزیونی در سطحی بالاتر به ژانر قابل تقسیم شدن هستند. «ژانر سبک فیلم سازی است که توسط عناصر مختلفی نظیر قهرمان ها، افکت های نور پردازی قوی، استفاده های مکرر از فلاش بک پلات های پیچیده و جنبه های از فلسفه اگزیستانسیالیسم ضمنی مشخص می شود.» (britanica 2009)
« ژانر،مفهوم شکل سازی است.روش های تولید برنامه، عناصر صوری برنامه ها و نیز سلایق و توقعات مخاطبان همگی از اجرای آن محسوب می گردند.طبقه بندی انواع صوری برنامه های تلویزیونی را نمی توان به شکل ثابت و دائمی صورت داد، زیرا این انواع پیوسته در حال تحول و تکامل هستند،اما تحلیل این انواع به ما کمک می کند که مخاطب نگری های یا نگرش های مختلف نسبت به مخاطبان را که در متون خاص تلویزیونی وجود دارند، بهتر شناسایی و درک کنیم.» (بای 1385)
کرنر(1991) معتقد است که تحلیل ژانر توجه ما را به کشف میزان « ارجاعیت » متن تلویزیونی-یعنی این که تا چه حد هر متن تلویزیونی ادعای ارجاع به یک واقعیت بیرونی دارد- جلب می کند و نیز مشخص می سازد که ابزار گفتمانی آن متن « ثبوتی» (یا عینی) هستند یا بیشتر « ذهنی » و نمادین اند.
محتوای تلویزیونی در بالاترین سطح خود ایدئولوژی را در بر می گیرد. ایدئولوژی خطوط اصلی، چرخش های سازمانی،اهداف کلان، و استراتژی های سازمان را مشخص می کند.
ریموند ویلیامز (1977) سه کاربرد عمده از ایدئولوژی به دست می دهد:
1.نظامی از اعتقادات ویژه یک طبقه یا گروه خاص.
2.نظامی از اعتقادات وهمی- عقاید کاذب یا شعور کاذب- که همراه دانش حقیقی یا عملی بنیاد می گردد.
3.فرآیند عمومی تولید معانی و عقاید. (فیسک 1386)
بدون توجه به نوع برنامه ای که از تلویزیون پخش می شود،مثلا بولتن های خبری، موسیقی، مسابقه های تلویزیونی، نمایش یک مجموعه( سریال) و غیره، این وسیله ارتباطی در هر حال ملزم به ارائه یک پیام ایدئولوژیک است. (بای 1385)
ادامه مطلب...
نخستین آرمانهای آزادی مطبوعات زمانی شکل گرفت که داد و ستدها در مقیاسی کوچک صورت میگرفت و بدین ترتیب و باور عموم خصلت بازار غیر متمرکز، به عنوان پادزهر استبداد سیاسی تلقی میشد و به همین دلیل تظریات مبتنی بر مالکیت خصوصی و بهرهگیری از رقابت بازار برای رهایی از سانسور دولتی قوت گرفتند. اما جانکین معتقد است که طرفداران بازار آزاد و رقابت نسبت به خصلت رقابتی بازار بیش از حد خوشبین بودهاند و در نتیجه نمیتوانستند با از میان برداشتن مشکلاتی که از خصلت رقابتی بازار ناشی میشد دسترسی عموم شهروندان را به رسانههای ارتباط جمعی تضمین کنند. صاحبان این دیدگاه شیوههای متعددی را که بازار ارتباطات از طریق آنها آزادی مطبوعات را تحدید میکند نادیده میگرفتند. انتخابهای آزاد سرمایهگذاران و مالکان در بازار ناگزیر با انتخابهای آزاد شهروندانی که گیرنده یا فرستنده اطلاعات هستند در تعارض قرار میگیرد. این تعراضها در قرن 28 آشکار شد. جائیکه رقابت بازار سبب پیدایش نخستین غولهای مطبوعاتی شد. غولهایی که برای تسلط بیشتر در بازار به دنبال در دست گرفتن اختیار بنگاههای متعدد رسانهای بودند.
ادامه مطلب...
فرازی بر کتاب نقد ادبی دموکراسی اثر دکتر پاینده
در مقدمه کتاب «نقد ادبی و دموکراسی» به اين نكته اشاره شده كه:«نظریه و نقد ادبی جزء مهمترین دروس دانشگاهی در رشته ادبیات در دانشگاههای غربی است و سالانه صدها عنوان کتاب و مقاله در زمینه نقد ادبی توسط ناشران غربی منتشر می شود، اما در کشور ما این حوزه ادبی از کمبود و محدودیت منابع رنج ميبرد و هنوز غالب نقدهايي که بر آثار شاعران و نويسندگان نوشته ميشود ناشي از پسندهاي شخصي ناقد و احساس خشنودي يا عدم خشنودي وي از اثر مورد نظر است تا نشان دهنده بررسياي متکي به نظريههاي ادبي از چگونگي شکل گيري و القاي معنا در آن آثار»(ص8).
ادامه مطلب...
تحلیل پیام بازرگانی
این پیام در بستری آرام و با صدای آرام یک زن متولد می شود، فضا از صورت ابتدایی کشاورزی آغاز می گردد و بعد تصویر درداخل صنعت بازتاب می یابد و صدای مردی که از مانا نام می برد و تصویر مانا با رنگی آبی و قرمز بر بالای کارخانه ای استوار و آنچه که همیشه می ماند ادامه می یابد، صدای مرد با تصویر هماهنگ است
. او از انواع شکل های متنوع مانا می گوید، از بهداشت وآزمایشگاههای مجهز مانا و در همین هنگام به صورت پی درپی تصاویری از تمیزی و مکانیزه بودن شرکت مانا نشان داده می شود. مرد از فانتزی بودن شکل های متنوع مانا و غذایی با کیفیفت بارها یاد می کند، یکنواختی محصول و کیفیت عوامل عمده ای اندکه مرد بارها آن ها را بر روی تصاویر عظیمی که از کارخانه ای صنعتی که رشته های ماکارونی را نشان می دهد تکرار می کند.ادامه مطلب...
ادامه مطلب...
مطالعات فرهنگی در مناطقی که علم در آنها پیشرفت بیشتری داشته است به عنوان یک پژوهش نوین مورد توجه قرار گرفته است . در این مطالعات علوم ارتباطات جایگاه ویژهای داشته است، جایگاهی که باید هرچه بیشتر و بهتر توسعه بیابد. کشورهایی همچون آلمان و انگلیس پیشتاز این مطالعاتاند. زیرا مارکس و فروید آغازگر تئوری انتقادی در علوم اجتماعی و تئودور آدورنو و هورکمایمر ادامهدهنده آن در آلمان بودند، در حالی که تئوریهای مربوط به مطالعات فرهنگی در انگلیس توسط ویلیامز و تامسون در خط مشی جداگانهای سیر میکردند، خطوط اصلی تئوریهای مربوط به مطالعات فرهنگی در آلمان بیشتر در مورد تنزل فرهنگ مردم و افزایش برنامههای مبتذل و عامیانة رادیو و تلویزیون بودو این خطوط در تئوریهای مربوط به مطالعات فرهنگی در انگلیس بیشتر بر این موضوع تأکید داشت که رواج و انتشار گسترده سرگرمیها از کجا شروع شد، و باید تا کجا ادامه یابد.
با وجود اختلافنظرها در تئوری انتقادی آلمان و تئوریهای مربوط به مطالعات فرهنگی در انگلیس، نظرات
ادامه مطلب...
جهاني شدن و موسيقي
از جمله دلايل اهميت جهاني شدن از شتاب و شدت نفسگير اين فرايند ناشي ميشود؛ شتاب و شدتي كه بر ابزارها و امكانات ارتباطي استوار است. امروزه انقلابي شگرف در فنون ارتباطي و اطلاعاتي و شكلگيري يك نظام ارتباطي جديد مبتني بر زبان همگاني ديجيتالي، بنياد مادي جامعه را چنان دگرگون ساخته است كه هيچگونه انزواگزيني و كنارهگيري را برنميتابد. حتي دورافتادهترين و سنتيترين جوامع نيز از بستن مرزهاي خود به روي جريانها و شبكههاي جهاني ناتوان هستند.
موسيقي نيز به عنوان يكي از مهم ترين حوزه هايي است كه در عصر جديد به خصوص بعد از رواج وسايل ارتباط جمعي براي خود در نزد اذهان عمومي در كنار ساير تغييرات جا باز كرده است.
ادامه مطلب...
گفتمان چت و شکل گيري هويت
به خوبي مي دانيم چطور پديده چت همه گير شده است وما شاهد اين هستيم كه گاهي تمامي ابعاد زندگي يك شخص را در بر ميگيرد.عواملي چون احساس تنگنا و درمضيقه بودن به لحاظ برقراري ارتباط و عدم تعريف واحد از چگونگي وجود ارتباطات از جانب دستگاههاي مسوول، افراد را به سمت استفاده از محيطهاي گفتوگوي اينترنتي سوق ميدهد.بيشترين كاربران ايراني به منظور تفريح، سرگرمي و دوستيابي از چت در اينترنت استفاده ميكنند. مشارکت عاطفي در فضاي مجازي، رابطه غير حقيقي را بر فضاي مناسبات اجتماعي حکمفرما مي سازدو مي تواند باعث بريدگي از مشارکتهاي محسوس و عيني از جهان واقعي شود. به دليل امکان ناشناس بودن، گاهي افراد براي جلب توجه مخاطب، توصيفهاي مبالغه آميز درباره خود مي کنند. در اينجا مرزهاي تازه اي در شکل گيري هويت افراد ايجاد مي شود و به همين دليل معتقدم: مجاورت طولاني با فضاي مجازي به فرهنگ پذيري يک طرفه و تاثير پذيري افراطي از هنجارها مي انجامد.
ادامه مطلب...
امپریالیسم فرهنگی و رسانه ای جریان جهانگیر فرهنگ مصرفی، الگوها و روشهای هویت یابی را تحت تأثیر خود قرار میدهند. این فرایند در حالی که همه مرزهای فرهنگی را در هم میشکند، نهادها و عناصر هویت بخشی سنتی را به چالش میخواند و مصرف را به منبع اصلی هویت و انفکاک اجتماعی تبدیل میکند. بطور کلی، در جامعه مصرفی افراد تشویق میشوند به مصرف بیشتر و بنابراین، صاحبان قدرت و ثروت، مدام در حال تولید نیاز برای عرضه محصولات خود هستند و مردم مدام تشویق میشوند که بیش از آنچه نیاز دارند، بخواهند. پس مصرف به شکل اصلی ابراز وجود و منبع اصلی هویت تبدیل میشود.
ادامه مطلب...
پست مدرنيسم همه چيز را درست و نسبي مي داند و يك تكثر وتعددوتنوع و نسبيت را قبول دارد . برخلاف نظر ماركسيست ها و فرانكفورت هايي كه عصر مدرنيته را مورد انتقاد قرار مي دهند ولي خواهان تغيير و تحول در مدرنيته هستند در عين حال معتقد به حركتي به سمت آينده هستند و آينده را بهتر مي دانند ،اما آن را جدا از آنچه در مدرنيته اتفاق افتاده نمي دانند .درنظريات ماركس اين مسئله ملاحظه مي شود كه به دنبال آزادي و آگاهي بشر سر انجام همه چيز عقلاني و انساني مي شود اما در نظريات پست مدرنيستي اينطور نيست و ما به دنبال پي آمد هاي مشخصي نيستيم ،پست مدرنيسم به يك معنا نوعي ضد عقلانيت است .از اين لحاظ ما مي بينيم كه افراد برجسته و صاحبنظران در اين زمينه بحث كرده و آن را مورد انتقاد قرار ميدهند .صاحبنظران بزرگ و معروفي در جامعه شناسي مثل آنتوني گيدنز ويامكتب فرانكفورتي ها مانند هابر ماس نقد هاي عميقي نسبت به مدرنيسم ارائه كرده اند ،اماهر كدام به سر انجام متفاوتي رسيده اند .گيدنز معتقد است كه آنچه به نام پست مدرنيسم خوانده مي شود پيامد خود مدرنيته است .او عقيده دارد اگرمدرنيته خوب فهميده شود ،خواه ناخواه به سمتي حركت مي كند كه پست مدرنيست ها از آن به نام دوره ديگري ياد مي كنند . بايد به ماهيت مدرنيسم پي ببريم تا بتوانيم پست مدرنيسم را درك كنيم . از نظر او در عصر جديد ماهيت مدرنيته درست تعريف نشده است .[1]
ادامه مطلب...
در کتاب مطالعات فرهنگی،: دیدگاه ها و مناقشات شاهد تلاش جمعی از فرهیختگان در حوزه ترجمه و تدوین و نگارش مقالات بزرگانی چون استوارت هال، بارکر، جیمسون، موریس، سیدمن، گیدنز و روبرت واتنو هستیم که هر یک به نحوی در رویکرد تحلیل فرهنگی امکان خوبی را برای فهم ما فراهم کرده است و در فهم کلی سنت مطالعات فرهنگی جالب و خواندنی به نظر میرسد.
و من تصمیم دارم چکیده ای از هریک از این مقالات حاصل تلاش عزیزان را در این مجال بیاورم اما قبل از هر چیز در مطالعه کتاب نظریه فرهنگی نکته ای فکرم را به خود مشغول کرده که بخشی از آن را بی طرفانه در اینجا می آورم:
تقلیل عامل فرهنگ به عوامل اقتصادی و اجتماعی امروزه مشهود و عینی است. ابداع مفهوم فرهنگ تودهای برای باز تعریف تحولات فرهنگی کشورهای غیر غربی، بیش از هر چیز نمایشگر تحقیر عامل و متغیر سازنده فرهنگ است. در اینجا فرهنگ نه تنها تابعی از تحولات سیاسی و اقتصادی انگاشته میشود بلکه پدیدهای وارداتی است که از آن سوی دنیا وارد شده و بالاجبار باید تعیین کننده فرهنگ جهان سومی نیز باشد...
ادامه مطلب...
بارت مثل فوکو و اشتراوس از سرچشمه های مطالعات فرهنگیه و فرمول نشانه شناسی را در اسطوره در زمان حاضر نشان میدهد.بارت برخلاف اشتراوس که پدیده ها رو از موضع انتقادی نگاه می کنه و بدنبال ساختاری ثابت در تمام اسطوره هاست و اسطوره رو ازلی میداند؛ اسطوره را تاریخ مند و دارای تاریخ مصرف می داند...
به هر حال اسطوره فقط به دنیای قدیم تعلق نداره و بورژوازی هر روز اسطوره می سازه و به خورد مردم میده!اسطوره ها میان و شرایط تولید خودشون رو پنهان می کنند تا جعلی بودنشو پنهان کنند و و طبیعی جلوه کنند.اصلا کار ایدئو لوژی همینه!بارت میگه اسطوره یعنی پیام، که عموما میل به جاودانگی داره و در لحظه ی جلوه طوری رفتار میکنه که انگار همیشه هست!
اگه بخواهیم از نظریات نشانه شناسی سوسور هم استفاده ای کنیم بر میگرده به دال و مدلول و مضامین نشانه شناسی که البته اسطوره نسبت منظمی بین حجم و دال و مدلول نیس و نظامی دو گانه اس که بعنوان گفتار خنثی و بی طرف درک میشه و به همین دلیله که طبیعی شده! بارت میگه در سطح دلالت ثانویه اسطوره بوجود میاد و به این نتیجه میرسه که اسطوره نظام نشانه شناسانه مرتبه پیام است و از همه جالبتر اینکه میگه اگه بر سر تفسیر یک اسطوره بین اسطوره شناسان دعوا شد هر کدام که بیشتر جعلی بودن آن را فاش کنه و تاریخ مندی اون رو نشون بده علمی تر و واقع گرایانه تره!بر طبق نظریه مکتب فرانکفورت : " صنعت فرهنگی باعث می گردد همگان در نظامی متشکل از کلیسا، کلوپ، خیابان ها و میدان های هم شکل و... که همگی ابزاری از کنترل اجتماعی هستند، سامان یابند و هویتی یکسان پیدا کنند. صنعت فرهنگی نه به تن و مال انسان بلکه به روح و جان فرد حمله می کند و باعث بیگانگی فرد از خود می گردد. به عبارتی بیگانگی ، بزرگترین مسئله در صنعت فرهنگی است. صنعت فرهنگی به واسطه ابزار ها و راهکارهای خود باعث هویت بخشی به توده و تنظیم کردار او می گردد. این امر منجر به ابژه سازی و شی گشتگی انسان می گردد و به یکسان سازی و ایجاد فردیت کاذب برای انسان ها و بهنجار سازی توده می انجامد و این در حالی است که انسان تصور می کند که خود فاعل است. صنعت فرهنگی بر همه هنر ها نقش می زند و همه را یکسان و یکنواخت می نماید و هنر و رسانه نیز به نوبه خود منجر به یکسان سازی هویت های افراد می شوند." نظریهپردازان مكتب فرانكفورت از جمله نخستین گروههای نوماركسیستی بودند كه به بررسی اثرات ناشی از فرهنگ تودهای و ظهور جامعه مصرفی بر طبقات كارگر پرداختند، همان طبقاتی كه در سناریوی ماركسیستی كلاسیك ابزار انقلاب محسوب میشدند. آنها همچنین به تحلیل شیوههایی دست زدند كه صنعت فرهنگسازی و جامعه صنعتی از طریق آنها به سرمایهداری معاصر ثبات میبخشید و در نتیجه به جستجوی استراتژیهای نوین برای تغییر سیاسی، عاملیتهای دگرگونی سیاسی، و الگوهایی برای رهایی سیاسی برآمدند كه میتوانست به تامین هنجارهای انتقاد اجتماعی و غایات مبارزه سیاسی یاری رساند.
ادامه مطلب...
به رغم استقبال گسترده از نظریات گرامشی نباید از نظر دور داشت که ادعای حضور همزمان هژمونی به عنوان «قهر» و «اجماع» هم در جامعه مدنی و هم در دولت، ناصواب به نظر می رسد، چرا که در جامعه مدنی از نظر حقوقی اعمال اجبار و اختناق وجود ندارد، همچنین در اندیشه گرامشی رسیدن به دیدگاه های نوین با از دست دادن دستاوردهای دیدگاه پیشین همراه است، زیرا در آخرین سطح هژمونی تمایز میان دولت و جامعه مدنی حذف می شود. هرچند در این مجال سعی بر آن بود که موارد کاربردی و علمی دیدگاه ها و نظریات آنتونیو گرامشی مورد توجه قرار گیرد، باید توجه داشت ابهام لازم برای گریز از شرایط فاشیستی زندان همراه با زبان پرابهام خود گرامشی دست به دست هم داده تا فهم مطالب او را پیچیده و دشوار سازد. با این وجود این شرایط خود بر حساسیت و جذابیت آثار او می افزاید. مساله مرکزی گرامشی ایجاد یک چشم انداز نوین برای طبقه کارگر است. قبل از هر چیز لازم بود به اذهان کسانی که بر آنها حکومت می شد نفوذ کرد زیرا در بسیاری از کشورها کارگران به فاشیسم پیوستند؛ از نظر او طبقه سرمایه دار یک دستگاه نرم افزاری تولید فکر و فرهنگ دارد، علاوه بر سلطه بر توده های تحت فرمان با تولید ایدئولوژی برای خود نوعی استیلا ایجاد می کند. در اینجا است که متوجه بحث اصلی گرامشی می شویم. دلیل اصلی نفوذ گرامشی و اهمیت او در ارائه نظر استیلای سیاسی نهفته است، استفاده وسیع از این مفهوم خود حاکی از اهمیت گرامشی است. مفهومی که در قرن بیستم بسیار رایج شد، مفهوم «هژمونی» است.
ادامه مطلب...
